حسن حسن زاده آملى
49
هزار و يك كلمه (فارسى)
و تقدّم بالوضع كه از آن به تقدّم بالرتبة و بالمرتبة و بالترتيب نيز تعبير مىشود ؛ و تقدم بالشرف كه از آن به تقدّم بالفضل نيز تعبير مىكنند چنان كه سهيلى در روض انف تعبير كرده است . ( ج 2 ، ص 309 ) . متكلمان قسم ديگرى را به نام تقدّم و تأخّر ذاتى بر آنها افزودند ، و ميرداماد دو قسم ديگر به نام سبق دهرى و سرمدى ، و نيز صدر المتألهين قسم ديگر به نام سبق بالحقيقه بر آنها افزوده است چنان كه در همين رساله فرموده است : « و للوجود تقدم عليها ضربا من التقدم سمّيناه التقدّم بالحقيقة » . سبق بالحقيقة در مقابل مجاز و عرض است كه از آن تعبير به تقدم و تأخّر بالحقيقة و المجاز ، و بالحقيقة و العرض نيز مىشود . در اين قسم ، مقدّم و مؤخر هر دو در اتصاف به وصفى مشتركاند جز اين كه يكى بالذات و حقيقت است و ديگرى بالمجاز و بالعرض چون تقدّم وجود بر ماهيت بنا بر مذهب حق . از اقسام سبق ، سبق بالتجوهر يا بالجوهر است كه سبق بالماهية است ، و آن تقدّم علل قوام ماهيت - يعنى اجزاى ماهيّت نوعيه كه جنس و فصل است - بر خود ماهيت نوعيه است ؛ و مقابل آن لحوق و تأخّر ماهيّت از اجزايش است . و از اين قسم سبق ، سبق ماهيت بر لوازمش است . اقسام سبق ياد شده در كتب حكمت و كلام محرّر است ، در صحف اهل عرفان كه قائل به وحدت شخصى صمدى وجود يعنى حقيقت واحده ذات مظاهراند ، سبق ديگرى عنوان شده است كه آن را « تقدم بالحق » گويند ، و آن تقدم وجود بر وجود است . چنان كه تقدم بالحقيقة در مقابل مجاز بود ، اين سبق بالحق در مقابل باطل است ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ ( سوره حج ، آيه 63 ) . در سبق بالحقيقة مطلق ثبوت و كون براى متأخر - مثلا ماهيت - فرض مىشود ، ولى در سبق بالحق ، مقابل آن : « ألا كل شىء ما خلا اللّه باطل » . متأله سبزوارى در غرر متعرض اين قسم سبق - اعنى تقدم بالحق - نشده است ، ولى صدر المتألهين آن را در اسفار عنوان كرده است ، چنان كه در همين